درباره محله قراملک
درباره محله قراملک
قَرامَلِک (قَره مَلیک) یکی از محلههای تاریخی و قدیمی شهر تبریز است. این محله از سمت شمال به
تلخه رود (آجی چای) از غرب به مایان و کوجوار و از جنوب به راواسان و از شرق به محله هکماباد و
شام قازان منتهی شدهاست. مسجد جامع و امام حسین و صاحب الزمان(عج) از مهمترین
مساجد در میان مساجد دهگانهٔ محلهٔ قراملک است.
در عهد ناصرالدین شاه باروهای شهر بکلی از بین رفت... بدین جهت قسمتی از شهر که موسوم
بقلعه (شامل محلات: چارمنار، سرخاب، دوه چی، ویجویه [ عامیانه : ورجی ]، مهادمهین
[ عامیانه : میارمیار ]، نوبر، مقصودیه و غیره) بود اکنون از قسمت بیرون حصار
(محلات : اهراب : لیل آباد [ عامیانه : لیلاوا ]، چرنداب، خیابان، باغمیشه... الخ) جدا نیست و
همچنین قصبات حومه ٔ قدیم واقع در سمت مغرب شهر (امیرخیز، چوست دوزان، حکم آباد
[ عامیانه هکماوار ]، قراملک، قراآغاج، آخونی، کوچه باغ، خطیب) و مارالان (واقع در سمت جنوب
شرقی) بشهر ملحق شدهاست و شهر از سمت غرب و جنوب غربی توسعه پیدامیکند...
به همین سبب در حال حاضر نیز پا به سن گذاشتهها فقط قسمت بازار و داخل قلعه را شهر میخوانند.
درباره قدمت این منطقه اطلاعی بیشتری در دست نیست اما بیشتر قدمت آنرا به قرن هشتم و نهم
هجری مرتبط میدانند اما با توجه به اینکه شغل اجدادی بیشتر مردم این مناطق کشاورزی میباشد
و همچنین با توجه به چارداقهای با شکل و طرح بخصوص بجا مانده در اراضی کشاورزی قراملک
که جزو ابتداییترین خانههای بشریت میباشد این منطقه حرفهای زیادی درباره قدمت خود
دارد که مجال کارشناسی زیادی را میطلبد.
نظریه درباره قراملک:
درباره وجه تسمیه قراملک نیز نظریات متفاوتی وجود دارد که از جمله معروفترین آنها:
۱- نظر پروفسور مینورسکی:
کتاب تاریخ تبریز مینورسکی: (بعید نیست که قره ملک نیز از آثار غازان خان بوده و به نام وی موسوم
به قریه ملک شده که اینک به طور مخفف «قره ملک» تلفظ میشود(تاریخ تبریز مینورسکی،
توضیح مرحوم کارنگ، ص۸۱))
در بحث اینکه نام این محلّه از تبریز هیچ وقت «قریه ملک» نبوده هیچ شک و ابهامی وجود ندارد،
مؤلف کتاب «تاریخ تبریز مینورسکی» به نادرست از عبارت ذکر شده برای این محلّه نام بردهاست
که نظر شخصی مؤلف بودهاست و هیچ سند یا دلیلی بر ادعای خود نداشتهاست چرا که از کلمهٔ
«بعید نیست» استفاده کرده و تاریخ یک محله را با این جمله خود منحرف کردهاست (متاءسفانه
تاریخ بازیچهای شدهاست دربین اشخاص تا هرکس تاریخ را به نظریات و سلیقهٔ شخصی خود
منحرف و به نسلهای آینده تقدیم کند) البته من آثار ارزشمند پروفسور مینورسکی روسی را
ارج مینهم منتها تاریخ چیزی نیست که طبق سلیقه و نظرات غیر استناد هر شخص نوشته شود
به هر حال.اگر فرض را براین بگذاریم که این حرف مؤلف درست باشد، مردم ترک زبان به طور طبیعی
همیشه در زبان محاوره «کسره» را به حرف «ی» تبدیل میکنند در حالی که در واژهای قریه ملک
و قره ملک چنین اثری مشاهده نمیشود دلیلی دیگر که میتوان برای این مطلب آورد اینکه در زمان
حکومت ایلخانیان ترک و پادشاهی سلطان محمود غزنوی هنگامی که سلطان محمود تبریز را برای
پایتختی برگزید روستای شام (شام غازان کنونی) را بخاطر آب و هوای خوب آن برای ساختن قصر
خود برگزید و مردم بومی روستا ی شام را از آنجا کوچانید و بومیان آن منطقه بخاطر اینکه همه
سبزیکار بودند به قسمت شمالی روستای شام در کنار رود خانه آجی چای که برای سبزیکاری
مناسب بود رفته و در آنجا سکنا گزیدند و به علت اینکه همهٔ آنها سبزیکار بودند این منطقه به هامی
کاوار مشهور شد، این لغت ترکی از دو وا ژهٔ (هامی+ کاوار) تشکیل شدهاست «هامی» در ترکی به
معنای «همه» و کاوار نیز در ترکی به معنای سبزی و سبزیکار اطلاق میشود که بعدها در زبان
عامیانه مردم به هامیکاوار – هوکوماوار و حکماوار کنونی تبدیل شد؛ توجه فرمایید که نام ترکی برای
این منطقه اطلاق شدهاست چگونه ممکن است قراملک یکی از آثار سلطان محمود غزنوی ترک باشد
اما نام آن ترکی نباشد پس بودن نام قریه ملک برای این منطقه واژ های است نادرست چرا که «قریه»
نامی است فارسی- عربی و ملک هم فارسی-عربی است در حالیکه سلطان محمود میتوانست
نام این منطقه را «ملیک کندی» نام گذاری کند.
۲- نظر قُرّاءالمُلک:
این واژه از دو کلمهٔ عربی: «قُرّاء»+«المُلک» تشکیل شدهاست که قُرّا به معنی روستاها و المُلک به
معنی زمین میباشد که در ترکیب به واژهٔ بی معنی «زمین روستاها» اطلاق میشود. این نظر نیز هیچ
استنادی ندارد و از نظر تایید نظریه در اقلیت میباشد و تنها بعضی از همشهریهای عزیز طبق
نظر پردازی خود این نظریه را ذکر کردهاند که علاوه بر نبود استناد از گذشته تا حال حاضر نیز در هیچ
مکتوبی چه در اسناد محلی و چه در کتابها ذکر نشدهاست حتی همشهریان نیز از هیچ کسی
این نام مجعول را به ارث نبردهاند اما چندی پیش در سفر رئیس جمهور آقای احمدی نژاد به تبریز
خبرگذاری ایرنا به صورت من درآورده این نام را استفاده کرده و بقیه خبرگزاریها و مطبوعات نیز
از این واژه استفاده کردهاند.
۳- نظریه قَرا المُلک:
این واژه از دو کلمهٔ عربی: «قراء»+«المُلک» تشکیل شدهاست که قَرا به معنی صفت جمع کردن !!!
(از من در آورده در قاعده عربی) و المُلک به معنی زمین میباشد که در ترکیب به واژهٔ «زمینها»
اطلاق میشود.این نظریه پردازان این نظریه نیز در اقلیت میباشند
۴-نظریه قَرامَلِک:
این نظریه قاعدهٔ فارسی شدهٔ قره ملیک میباشد که واژهٔ «قَرا» در ترکی لهجهٔ تبریزی همان «قره»
میباشد منتها در زمان شعر گفتن برای هماهنگی با ابیات شعر و قاعده طولانی کردن صوت
(مانند: قرا پرچم لر) به قرا تبدیل شدهاست. ملک نیز فارسی شده ملیک میباشد که در حال
حاضر در اسناد رسمی دولتی با این نام نوشته و خوانده میشود.
و اما نظریه قره ملیک:
۱- بعضی اهالی قراملک علت نام گذاری این محله را به اصلی و کرم مربوط میدانند. چرا که نام
پدر اصلی (مریم) قاراملیک بودهاست و چون قاراملیک خود در منطقه کنونی قراملک سکنا
داشتهاست این منطقه به این نام نامیده شدهاست.
قاراملیک کلمهای است ترکی که از دو واژهٔ (قارا+ملیک) تبدیل شدهاست.
قارا یا قره (قرا) در ترکی به معنای سیاه میباشد؛ اما این واژه وقتی برای اشخاص و یا مناطق بکار
برده میشود نماد بزرگی یا صفت بد بودن این اشخاص یا مناطق را نشان میدهد و همچین ترکها
همیشه چهار رنگ قیزیل، قارا (قره یا قرا)، آق، گوی را برای افراد یا مناطق به منزله نماد بکار بردهاند
(رودخانه قیزیل اوزن، گوی مچید، قره ملک، قره آغاج، آق بلاق، آق سو) چنانکه در کلمات (قره باغ،
قره داغ، قره آغاج، قره ملیک، قره چمن، قره سو، قره داش و...) مراد بزرگی بودهاست نه رنگ
سیاه (مثلاً قره باغ بخاطر بزرگی باغ به این نام نامگذاری شده و سیاهی باغ اصلاً معنی ندارد)
ملیک هم واژهای ست کریستین (مسیحی نه ارمنی!!!) در ترکی به معنای شاه یا داروغه و در
بعضی نوشتهها نماد بد صفت بودن بکار برده میشود.
قاراملیک به مرور زمان در زبان عامیانه مردم ترک زبان تبریز به قره ملیک و بعدها با گویش فارسی
به قره ملک – قراملک تبدیل شدهاست.
۲- و اما آخرین نظریه در باب نظریه قره ملیک اینست که در زمان حکومت اتابکان آذربایجان پهلوانی
فقیر و سیه چرده از تبریز که دراین منطقه (قره ملیک) سکنا داشتهاست طبق رسم آنزمانه در
کشتیهای معروف شاهزاده جهان پهلوان به اصرار مادر پیرش شرکت کرده و در دید حیرت زدهٔ
مردم موفق میشود پشت پسر جهان پهلوان را سه بار بر زمین زده و بر پهلوان اتابکان غالب
میشود این موفقیت چنان مردم تبریز را حیرت زده میکند که نام این محله از شهر تبریز را با
نام آن پهلوان، قاراملیک مینامند./ (آلتایلاردان سهندیمیزه/نویسنده: امید نیایش)
مکانهای دیدنی محله قراملک:
این مناطق (قراملک-شام قازان) بعلت دوری از مرکز شهر همیشه مورد بی لطفی مسؤلین بوده
و هست و مکانهای مقدس و تاریخی این مناطق دستخوش نابودی قرار گرفتهاند. چنانکه در محله
شام قازان و قراملک دیگر خبری از آثار تاریخی نمیباشد. تنها اثر تاریخی بجا مانده این مناطق
مسجد جامع قراملک میباشد که در دست تعمیر میباشد. یکی دیگر از مکانهای مقدس برای
اهالی مقبره پیرحسن در کنار اتوبان غرب تبریز واقع در اراضی کشاورزی قراملک میباشد که با
بی توجهی مسولین در حال نابودی میباشد! قراملک افتخار گذر جاده ابریشم را نیز از خود
داشتهاست و خیابان وحدت امروزی همان جاده ابریشم باستانی میباشد و در کنار این جاده
کاروانسراهایی که امروزه بجز اسامی خالی دیگر آثاری از آنها باقی نماندهاست. باغات قراملک
در کنار دیگر باغات محلات دیگر روزگاری تبریز را به شهر باغات معروف کرده بودند که امروزه دیگر
به مدد کارخانجات خبری از سرسبزی نیست و بودجهای را که هر کارخانه صنعتی میبایست
برای آلودگی محیط زیست به درختکاری و ایجاد پارکها و باغات جدید بپردازد به دست فراموشی
سپرده شده و مناطق سرسبز تبریز تبدیل به مناطق سیاه ماشینی و صنعتی شدهاست.
امیدواریم مسئولین با ایجاد باغات و پارکهای بیشتر در این مناطق بار دیگر تبریز شهر
باغات را به نسل جدید ارائه دهند.
ماشین سازی تبریز نماد قراملک:
محله قراملک بعد از ایجاد کارخانه ماشین سازی تبدیل به منطقهای صنعتی شد و کارخانجات زیادی
از قبیل ایدم، پمپ ایران، بنیان دیزل و...در این منطقه ایجاد شدند اما با این حال کارخانه ماشین سازی
تبریز دیگر در سطح شهر تبدیل به نماد این محله شدهاست و مجسمه کار و اندیشه اثر
بهروز حشمت در وسط میدان ماشین سازی نماد محله قراملک میباشد.
منابع:
- وبلاگ قراملک تبریز
- [۱]
- [۲]
- کتاب اصلی ایله کرم
- محلات تبریز
- نقشه هوایی و مشخصات دقیق جغرافیایی
- باغات تبریز
- نام قراملک
- نقش قراملک در مشروطیت